
بی سبب نیست که اندیشه معما داردپیچش موی تو صد جلوه و معنا دارد ای که بر باد دهی زلف، بدان این دل مااز لب پنجره ای قصد تماشا دارد هر که در زلف گره گیر تو پیچید گم شدشب گیسوی تو از بس که درازا دارد هر کسی قصد تو را کرد بباید دانست راهبری باید و این راه خطرها دارد باید از خویش گذر کرد و ز جان نوشین هر که با پیچش مویت سر سودا دارد ای خوش آن شاه نشین شب ویرانی عشق که در آن کنج خرابات تو سکنیٰ دارد و چه خوش بود نگاهی که به امید تو بودهر آنکه تو را داشت همه دنیا دارد آن غزل ناک ترین حالت چشمان تو بارقص...
ادامه مطلب
بی سبب نیست که اندیشه معما داردپیچش موی تو صد جلوه و معنا داردای که بر باد دهی زلف، بدان این دل مااز لب پنجره ای قصد تماشا داردهر که در زلف گره گیر تو پیچید گم شدشب گیسوی تو از بس که درازا داردهر کسی قصد تو را کرد بباید دانست راهبری باید و این راه خطرها داردباید از خویش گذر کرد و ز جان نوشین هر که با پیچش مویت سر سودا داردای خوش آن شاه نشین شب ویرانی عشق که در آن کنج خرابات تو سکنیٰ داردو چه خوش بود نگاهی که به امید تو بودهر آنکه تو را داشت همه دنیا داردآن غزل ناک ترین حالت چشمان تو بارقصِ موهای...
ادامه مطلب