بی سبب نیست که اندیشه معما دارد
پیچش موی تو صد جلوه و معنا دارد
ای که بر باد دهی زلف، بدان این دل ما
از لب پنجره ای قصد تماشا دارد
هر که در زلف گره گیر تو پیچید گم شد
شب گیسوی تو از بس که درازا دارد
هر کسی قصد تو را کرد بباید دانست
راهبری باید و این راه خطرها دارد
باید از خویش گذر کرد و ز جان نوشین
هر که با پیچش مویت سر سودا دارد
ای خوش آن شاه نشین شب ویرانی عشق
که در آن کنج خرابات تو سکنیٰ دارد
و چه خوش بود نگاهی که به امید تو بود
هر آنکه تو را داشت همه دنیا دارد
آن غزل ناک ترین حالت چشمان تو با
رقصِ موهای پریشان، تماشا دارد
مهدی کویر
#مهدی_كوير
#عاشقانه_عارفانه
اردیبهشت ۱۳۹۶
ما را در سایت ماه دلارام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 67