تازه فهمیدم مرا سیلاب برد
خود تصور بود بیداری های ما
در حقیقت چشم ما را خواب برد
جای حق، شیطان امیر دل شده
حاصل این مزرعه را حرص آن ارباب برد
ترس، محصولِ عقل است و ارادت کار عشق
عقل، ما را جای عشق تا گوشه ی محراب برد
شستشو ها می کنیم از روی شک،اما دریغ
آبروی دین ما را اینچنین آداب برد
دیدن رویت بدان از هر ثواب بالاتر است
صبر را از ما همین سودای استحباب برد
باز میگردد درِ این درگهت، ای نازنین!
حوصله را از سرت آنگه که دق الباب برد
مهدی کویر
#مهدی_كوير
#عاشقانه_عارفانه
ماه دلارام...ما را در سایت ماه دلارام دنبال میکنید
برچسب: سیلاب, نویسنده: بازدید: 69