قصه ی رنجوری

خرید بک لینک
باورم نيست كه اين قصه ی رنجوری ماست
سجده بر خاك اگر نيست ز مغروری ماست
آنقدر خيره شدم در خود و در آينه، اما
حاصل خيره شدنها به خود از دوری ماست
موج گيسوی نگار است كه تاريك شده
صورتش گر نشناسيم ز شب كوری ماست
يار ما در همه ی كون و مكان است عيان
گاه در پرده اگر بود ز مستوری ماست
آنقدر بخشش بنده برايش سهل است
گر گنهكار بمانيم ز مهجوری ماست
پرسش از دامنه بخشش غمّاز خطاست
ناله در دامن مهرش ز مغفوری ماست
شور عشق است حقیقت و يا خوف عذاب؟
اينقدر شور نكند از سر دلشوری ماست ؟
هر چه گفتيم هنوز ذره اي از وصفش نيست
يا لغت نيست و يا مشكل دستوری ماست
شاعرا ! در پي تربيت خود باش ، نه غير
اين همان عادت معموری و معذوری ماست
مهدی كوير
ماه دلارام...

ما را در سایت ماه دلارام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 11:08

صفحه بندی