ماه دلارام

متن مرتبط با «مرز عشق و هوس» در سایت ماه دلارام نوشته شده است

صد جلوه و معنا

  • نیلوبلاگ

    بی سبب نیست که اندیشه معما داردپیچش موی تو صد جلوه و معنا دارد ای که بر باد دهی زلف، بدان این دل مااز لب پنجره ای قصد تماشا دارد هر که در زلف گره گیر تو پیچید گم شدشب گیسوی تو از بس که درازا دارد هر کسی قصد تو را کرد بباید دانست راهبری باید و این راه خطرها دارد باید از خویش گذر کرد و ز جان نوشین هر که با پیچش مویت سر سودا دارد ای خوش آن شاه نشین شب ویرانی عشق که در آن کنج خرابات تو سکنیٰ دارد و چه خوش بود نگاهی که به امید تو بودهر آنکه تو را داشت همه دنیا دارد آن غزل ناک ترین حالت چشمان تو بارقص...

    ادامه مطلب
  • آهسته تر رو

  • نیلوبلاگ

    آهسته تر رو تا به میدان تا به صحرادارد وصیت مادرت، فرزند زهرا! آهسته تر رو تا گلویت را ببوسم پیش از زمانی که بَرَد تیغش به یغما آهسته تر رو تا به صحرا جان خواهر یک بار دیگر تا ببینیم چهره ات را آهسته ...

    ادامه مطلب
  • هوای بی قراری

  • نیلوبلاگ

    در سینه هوای بی قراری دارمسیلاب عطش به دیده جاری دارم بی تو همه ی جهان مرا تنگ بودیارا! بنگر چه روزگاری دارم تو رفته ای و چه می توان کرد یارا؟ ناخواسته صبر و انتظاری دارم جانم به لب آمد در این کنج صبو...

    ادامه مطلب
  • صد جلوه و معنا

  • نیلوبلاگ

    بی سبب نیست که اندیشه معما داردپیچش موی تو صد جلوه و معنا داردای که بر باد دهی زلف، بدان این دل مااز لب پنجره ای قصد تماشا داردهر که در زلف گره گیر تو پیچید گم شدشب گیسوی تو از بس که درازا داردهر کسی قصد تو را کرد بباید دانست راهبری باید و این راه خطرها داردباید از خویش گذر کرد و ز جان نوشین هر که با پیچش مویت سر سودا داردای خوش آن شاه نشین شب ویرانی عشق که در آن کنج خرابات تو سکنیٰ داردو چه خوش بود نگاهی که به امید تو بودهر آنکه تو را داشت همه دنیا داردآن غزل ناک ترین حالت چشمان تو بارقصِ موهای...

    ادامه مطلب
  • آن صبح دلاویز

  • نیلوبلاگ

    ای صبح دلاویز چه خوشحالم و سرشار بر خواب من آمد صمیمانه چو دلداررویا که در آن یار نباشد چه رویاست!تلخ است تو گویی که هشیاری و بیداردنیا چه زیباست ولی بی تو دل منچون پنجره ای باز شود رویْ به دیوارآن روز که رفتی، همه جانِ منم رفت معلوم شدم بر تو ام ای یار گرفتاربعد از تو کسی در دل من خانه نکرد برگرد بیا! ای تو مرا یار ِ وفادارمن منتظر روی نگارین تو هستم مگذار که مرگم شودَم مانعِ دیدارچشمم به چشمان تو آن گه که بیایی آن صبح دلاویز چه خوشحالم و سرشارمهدی کویر #مهدی_كوير #امام_زمان_عج+ نوشته...

    ادامه مطلب
  • تو حسینی

  • نیلوبلاگ

    تو حسینی و فقط پیش خدا جا داریxa0 ای که جان می دهی انفاس مسیحا داریxa0 جاده ی عشق فقط از ره تو می گذرد ای که در دست کلید همه دلها داری تویی آن کشتی پهناور دریای جنونxa0 و برای همه ی خلق جهان جا داری تو جمالی و کمالی و نگاری و گلی آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری چون نشست روی تو و سینه ی مالامالتxa0 تازه فهمید که در سینه چه دریا داری xa0 و تو لبخند زدی تا که تو را دید به چشمxa0 xa0و توگویی که تو هستی دنیا داریxa0 خواست از پشت ببرد که نبیند رویت xa0و ندانست زxa0هر بعد تماشا داری آسمان نع...

    ادامه مطلب
  • خورشید فروزان

  • نیلوبلاگ

    ماییم همه در طلبت طالب دیدار آن چهره ی تابان از آن پرده برون آر جمعی همگی واله و شیدای تو هستیم در بست نشستیم تو را بر سر بازارxa0 گر قیمت جان است تو را قیمت وصلتxa0 هستیم تو را یوسف گمگشته خریدار xa0 ماییم و نگاهی که هرگز نرسیده استxa0 بر روی تو و آن بر و آن سرخی رخسارxa0 روی تو چونان گل، خوشا طلعت خورشید xa0 هر صبح نظاره کند آن دامنِ گلزار چین و شکن زلف تو مجموعه ی عشق است در زلف پریشان تو نیست حلقه ی بیکار خورشید فروزان همه عالم هستیxa0 بر ما نظر ویژه ای از روی کرم دار مهدی کویرxa0 #م...

    ادامه مطلب
  • عیار عشق

  • نیلوبلاگ

    الا ترانه ای که ز زهد ما جداییز آنچه می تراشیم تو ای صنم رهایی عیار عشق ما را غزل نمی سرایدتو دلربا ز وصف صفات ما جدایی ندانمت چه خوانم که خوش تو را بیایدز هر ثنا که گویم فراتر از ثنایی اراده می کنی وُ شود هرآنچه خواهیهرآنچه می کنی تو بدون هر چرایی تو را در این هیاهو همیشه می شناسممیان جمع در دل بسان یک نوایی همیشه رحمت تو جلوتر از غضب بودتو را بدان شناسم که مهربان خدایی مهدی کویر#مهدی_كوير#عاشقانه_عارفانهآذر ۱۳۹۶ +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۱۰/۰۴ساعتxa0xa0 توسطxa0مهدی کویرxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • ساقی مهر و ادب

  • نیلوبلاگ

    ساقی مهر و ادب، ساغر دلها عباس ای که جان می دهی چون نفس مسیحا عباس تشنه لب بودی و آب بر لب تو عطشان ترxa0 ای که شد آب تو را غرق تمنا عباسxa0 تو چه کردی که دین با تو فراگیر شده است نه امامی نه پیمبر تو ای رونق جانها عباس عالمی دست به دامان ...

    ادامه مطلب
  • شیوه ی مهر

  • نیلوبلاگ

    ناز کم کن، خمار است دل دیوانه من شعله کم کن که بسوزد دل ویرانه من شیوه ی مهر تو و شهرت شهر آشوبیت آتشی گشته به محراب و به میخانه ی من ای تو یاریگر مستان خمار آلودهxa0 از می ناب بریز بر سر پیمانه ی من آه از نرگس مستانه ی چشمان تو یار که به آتش بکشد خانه و کاشانه ی منxa0 از سر صومعه ی کاخ نشینان یارا قدمی رنجه کن آباد نما خانه ی من تا گره در شکن زلف تو باقیست، باقیستxa0 دردسر های من و این دل دی...

    ادامه مطلب
  • شکوه گل سرخ

  • نیلوبلاگ

    از شکوه گل سرخ قامت رعنا کم شد تو که رفتی غزل خم شد و دریا کم شد کوه ها نعره زدند و شقایق لرزیدxa0 از نفیر نی خشکیده نواها کم شد نظم عالم بهم ریخت ز هجران تو یار یک نفر رفتxa0ولی رونقxa0دنیا کم شد ای دریغا که ز انفاس زمین خاکی نفسی زنده کننده تر از انفاس مسیحا کم شد آسمان اشک شفق ریخت پس از رفتن تو قدری از گرمی ویرانگر صحرا کم شد چه کسی بود حسین؟ عقل بود حیرانش یک نفر رفت ولی عالم معنا کم ش...

    ادامه مطلب
  • پروانگی

  • نیلوبلاگ

    از تو آموخته ام پروانگی را برای پر زدن ها مردگی را تمام "من" به موهای تو بند است مده بر باد یک زندگی را بیا خود امتحانم کن، ندارم بجز مهرت به جان دلدادگی را چو با خود آشنا کردی، زدودی xa0ز احساسم غم بیگانگی را تویی عاقل، منم بیمارعشقتxa0 بیا تیمار کن دیوانگی را عجب حس قشنگی دارد این عشقxa0 که ویران می کند فرزانگی را مهدی کویر شهریور ۱۳۹۶ +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۶/۱۹ساعتxa0  توسطxa0مهدی کویرxa0...

    ادامه مطلب
  • حضرت عشق

  • نیلوبلاگ

    منظور من از هم غزل و شعر تویی توxa0 آن کس که بود ترجمه ی مهر تویی توxa0u200b از ساقی و از میکده و عیش چو گویم آن پیر خراباتی و هم دیر تویی تو هر شر که فرو می رسد از ماست ولیکنxa0 آن زایش پوینده ی پر خیر تویی تو ماییم که در غیبت از روی تو هستیمxa0 آنجا که حضور است و لاغیر تویی تو xa0 یا حضرت حق حضرت عشق حضرت یاهو منظور من از هر چه بود ذکر تویی تو مهدی کویرxa0 #عاشقانه_عارفانهxa0 شهریور ۱۳۹۶ +xa0نوشته شده ...

    ادامه مطلب
  • هفتاد و دو جان

  • نیلوبلاگ

    يك شب به ياد زندگی از غم نوشتم از ناله های عاشقی ماتم نوشتم افسوس که رفتند از بر ما ماه رويان هر آنچه گويم از مصيبت كم نوشتم هفتاد و دو جان از بدنها پركشيده از آن می ناب الهی سر كشيده هفتاد و دو عاشق به معشوقش رسيده سخت است اگر لب تشنه بر كامش رسيده هفتاد و دو بازيگر بازيچه ی عشق با هم نوشتند از غزل ديباچه ی عشق معيار عشق را از غم و شادی نوشتند با خط خونين وصف آزادی نوشتند رفتند كه تا اوج شه...

    ادامه مطلب
  • هوای مهر

  • نیلوبلاگ

    آتشی از مهر توست در این هوای سینه امxa0 با هوای مهر تو خالی ز هرچه کینه ام آمدی و شاد کردی کلبه ی احزان ماxa0 از هوای عشق تو پر شد فضای خانه ام همچو نوری آمدی اندر دل من ، بی دریغxa0 همچو مهتابی شدی اندر شب کاشانه ام ای دریغا فرصت دیدار جانان کم بود ای امان از این من بی تو که چون ویرانه ام رفتی و کوهی تو گویی از وجودم کم شده استxa0 xa0رفتی و بعد از تو حتی با خودم بیگانه ام من که در این پیله...

    ادامه مطلب
  • شیوه ی مهر

  • نیلوبلاگ

    ناز کم کن، خمار است دل دیوانه من شعله کم کن که بسوزد دل ویرانه من شیوه ی مهر تو و شهرت شهر آشوبیت آتشی گشته به محراب و به میخانه ی من ای تو یاریگر مستان خمار آلودهxa0 از می ناب بریز بر سر پیمانه ی من آه از نرگس مستانه ی چشمان تو یار که به آتش بکشد خانه و کاشانه ی منxa0 از سر صومعه ی کاخ نشینان یارا قدمی رنجه کن آباد نما خانه ی من تا گره در شکن زلف تو باقیست، باقیستxa0 دردسر های من و این...

    ادامه مطلب
  • خواهرم

  • نیلوبلاگ

    آمده ای در دل و در باورم برکه شدم ماه تو چنگ آورمxa0 اذن بده تا که به میدان روم گر چه زنم بهر تو جنگاورمxa0 سهم من از جنگ اسارت شده کاش شهادت بشود اخترم ای تو شه عالمی و جان من بنده ی مهر توام و خواهرمxa0 اذن بده بهر تو قربان شوم پر شده از عشق تو این ساغرم هرچه که مرد بود به میدان رفتxa0 منم غلام توام و قنبرمxa0 سرت بلند است به سر نیزه ای وای چو بیند تو را مادرم زلف خود آشفته مکن روی نی لرزه میانداز ...

    ادامه مطلب
  • شکوه گل سرخ

  • نیلوبلاگ

    از شکوه گل سرخ قامت رعنا کم شد تو که رفتی غزل خم شد و دریا کم شد کوه ها نعره زدند و شقایق لرزیدxa0 از نفیر نی خشکیده نواها کم شد نظم عالم بهم ریخت ز هجران تو یار یک نفر رفتxa0ولی رونقxa0دنیا کم شد ای دریغا که ز انفاس زمین خاکی نفسی زنده کننده تر از انفاس مسیحا کم شد آسمان اشک شفق ریخت پس از رفتن تو قدری از گرمی ویرانگر صحرا کم شد اشک می ریخت برای تو نگاهِ مادر تو که رفتی ز غمت قامت ما...

    ادامه مطلب
  • پروانگی

  • نیلوبلاگ

    از تو آموخته ام پروانگی را برای پر زدن ها مردگی را تمام "من" به موهای تو بند است مده بر باد یک زندگی را بیا خود امتحانم کن، ندارم بجز مهرت به جان دلدادگی را چو با خود آشنا کردی، زدودی xa0ز احساسم غم بیگانگی را تویی عاقل، منم بیمارعشقتxa0 بیا تیمار کن دیوانگی را عجب حس قشنگی دارد این عشقxa0 که ویران می کند فرزانگی را مهدی کویر شهریور ۱۳۹۶ +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۶/۱۹ساعتxa0&nbsp توسطxa0...

    ادامه مطلب
  • شهری از عشق

  • نیلوبلاگ

    شهری از عشق به دنبال تو، دنیا با تو نه فقط خوبیِ دنیا، که عقبی با تو موجی از امواج حقیقت به ساحل آمد خبرم داد که آرامش دریا با توxa0 نعره ی صبح دلاویز و مِه دمدم صبح شبنم صبح و همه جانب صحرا با تو باد پیچید به گیسوی تو دنیا مست شد شور شوریده به پیمانه ی جانها با توxa0 خبر آورد صبا از شب هجران گفتاxa0 جمعی از خاص ترین مردم دنیا با تو xa0 گوش کن بر دل دلتنگ چه خواهد از من صبح ها با تو وُ ظه...

    ادامه مطلب